چهارشنبه که مدرسه بودیم روز سوتی دادن ماها بود. امکان نداشت یچی بگیم و توش سوتی ندیم.بیشتر از همه هم غزاله بود.دیوونه(گفته بود اینجا نگم ولی من دوس دارم بگم!!!!) خو الان براتون تعریف میکنم چی شده.دبیر فیزیکمون برگه های امتحانمون رو داش میداد.که من از 5نمره شده بودم 5/3.بعد خیلی اعصابم خورد شده بود.غزاله برگشت گفت:یه کار کن همیشه وقتی امتحان داشتیم دوتا برگه بردار تو دوتا برگه ها جوابارو بنویس بالاخره یکیش ردرس درمیاد دیگه .منم گفتم :آره مثلا هر دوتا برگه رو باهم جمع میکنه میشم 5/10.غزاله هم یه ذره فک کرد گفت:ستاره اعتماد به نفست خیلی بالاست اگه همه رو هم درس نوشته باشی دوتا برگه 5نمره ای رو جمع کنه میشه 10 نه 5/10.(اینم سوتی من)
سوتی شماره 2:
زنگ ریاضی بود .یکی از دوستای ما اسمش ساره ست .اصلا متوجه نمیشی داره چی میگه .بعد داش از معلممون سوال میپرسید.معلممون که جوابشو داد پرتو گفت :خانوم مفید نیس که ساره خیلی تند حرف میزنه هیشکی نمیفهمه چی میگه.بعد آزیتا برگشت گفت:هیچ کس حرفای گالیله رو هم نمیفهمید.غزاله هم که خیلی کیف کرده بود که آزیتا خوب حاله پرتو رو گرفته برگش گفت:آره فرض کن ساره زیر درخت نشسته یکهو سیب میخوره تو سرش.قش روفته بودیم از خنده که یهو خودش فهمید چه سوتی داده گفت:واااای اون که گالیله نبوود که سیب خورده بود تو سرش نیوتون بود.(ترکیدیم.)
سوتی شماره 3:
من به غزاله گفتم:غزاله تو این بارون چتر با خودت نیووردی؟؟
غزاله:نه بابا اوردم تو کیفمه(اشاره کرد به کیفش)الان اگه چترمو باز کنم کپک میریزه بیرون!!!!
من گفتم:کپک چرا؟
غزاله:خو خیس بود وفتی گذاشتم تو کیفم
منم که خیلی خندم گرفته بود گفتم:مگه آب هم کپک میزنه؟؟؟؟؟؟!!!!
غزاله که مثلا میخواس بگه من کم نمیارم یه ذره فک کرد :خبببببب.....مممممم نه!!!! هاها ها خندیدیم
سوتی شماره4:
من: به نظر من اصلا مانتو های خیابوت اصلی قشنگ نیس.
غزاله:آره بعضیاشون یه جورین.
من:اینقدر میگن اصلی اصلی من که اصلا ازش خوشم نمیاد.
غزاله:ولی بعضیاشون قشنگن.شاید بعد موقع میری.
منم که متوجه سوتی غزاله نشده بودم بیچاره خودش اعتراف کرد گفت:انگار میخوایم بریم میدون تربار که میگم شاید بعد موقع میری.مثلا باید صب زود بری تو صب وایسی تا یه مانتو خوب گیرت بیاد(هاها هرهر هه هه خندیدیم)
سوتی شماره5:
سره زنگه هدایت تحصیلی بودیم دبیرمون از تک تکمون روش درس خوندیمون رو میپرسید.
پرتو:ساعت 2ونیم میرسم خونه یه چیزی میخورم و میرم تو جا!!!
غزاله:مگه مرغی؟؟؟
----------------------------- نفره بعدی
نسترن:ممیرم خونه سره پا یچی میخورم بعد میرم کلاس.
خودم:سره پا؟؟؟ مگه تو دسشویی غذا میخوری که میگی سره پا؟؟
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خلاصه سوتی زیاد بود ولی من دستم درد گرفته حسش نیس .در ضمن اصلا اسمایلی نذاشتم.بیخیال شید از این قرطی بازیا خوشم نمیاد(خودمونیم خوشم میاد ولی حوصله ندارم)
اووووووووه داش یادم میرف یکی دیگه داستان برا یوزیتا جوووووونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!